با وجود بازاري تيره و تار براي صنعت فولاد در پانزدهمين كنفرانس جهاني فولاد در وين مطرح شد كه صنعت فولاد هنوز نفس ميكشد و اگر شركتها بتوانند از اين بحران اقتصادي جان سالم بهدر برند آينده صنعت در بلندمدت فوقالعاده پررونق شده و پس از اين ركود نور اميدي سوسو ميزند.
در اين كنفرانس كه 123 شركتكننده حضور داشتند 24 مقاله درخصوص اثرات ركود بر روي شركتها و كشور ارائه شد.
پس از ماهها سودآوري و توليد بالا، صنعت فولاد جهاني با ركود دست و پنجه نرم ميكند اما با وجود دوران سخت چشمانداز كلي خوشبينانه است. اگرچه صنعت دوران سختي را ميگذراند ولي اميد ميرود كه اوضاع بازار در سال2010 بهبود يافته و بار ديگر دوران خوشي را تجربه كند اما نه در حد سال 2008.
سخنراناني از صنوف مختلف مانند فولادسازان، گروههاي پژوهشي، مشاوران، بانكها و اقتصاددانان درخصوص موضوعات مربوطه صحبت كردند. با وجود مقايسه با ركود سال 1929 يكي از سخنرانان اشاره كرد اين بحران به هيچوجه مشابه ركود يا بحران بزرگ نيست.
* طرحهاي توسعه
در حقيقت اكثر كارشناسان در مقالات از بحران شكوه و شكايت ميكردند اما چند سخنران نيز از طرحهاي توسعه و از شكوفايي بازار فولاد در صنايع يا توربينهاي بادي دريايي صحبت نكردند. همچنين اين هشدار داده شد كه با وجود بحران مالي كنوني، اولويت صنعت بايد هنوز معطوف به حل مشكلات تغييرات اقليمي يا شرايط آبوهوايي شود.
رئيس دانشكده اقتصاد آكسفورد با بيان مطلبي تحت عنوان «چشمانداز اقتصاد جهاني» چه زماني آغاز خواهد شد؟ كنفرانس را افتتاح كرد اما همانگونه كه او گفت تقريبا هيچكس واقعا جواب اين سوال را نميداند.
وي گفت: اين يك اتفاق نادر است چون در گذشته نيز بحران رخ داده اما چيزي شبيه اين نبوده كه بر تمام صنايع و كشورها تاثير بگذارد.
زمانيكه بهبود به جهان برگردد، اين جهان نسبت به 5 تا 10 سال گذشته شرايط ديگري خواهد داشت و رابطه بين كشورها تغيير خواهد كرد.
بهواسطه تخريب سريع بازارهاي جهاني، وابستگي متقابل جهاني بين شركتها و كشورها در بخشهايي مانند مديريت و زنجيره عرضه جهاني در صنعت افزايش مييابد. عدم اطمينان زياد در بازارهاي مالي، مشكلات ريسك و تقاضا براي نقدينگي موجب خروج سرمايهها از بازارهاي نوظهور شده است. در نتيجه در سطح جهاني عدم اطمينان شديدا حاكم شده و شركتها در جهت كاهش هزينهها و حفظ نقدينگي (همانند بانكها در ابتداي بحران) در حركت هستند.
وي در پاسخ به اين سوال كه چه عواملي در خروج از بحران موثرند گفت: افزايش مجدد سرمايه بانكها، افزايش اطمينان و هزينه مصرفكنندگان و پايان دادن به ترس در شركتها چرا كه كار زيادي براي افزايش سرمايهگذاري بانكها خصوصا در آمريكا صورت نپذيرفته است. وي هشدار داد كه براي فرار از اين بحران به زمان نياز داريم.
* ادغام
ديويد كلارك، قائم مقام مديرعامل آرسلورميتال در مورد منافع ادغام صحبت كرد اما هشدار داد كه هنوز صنعت فولاد در مقايسه با ديگر صنايع «هزينهبر» بسيار پراكنده است. سهم تقريبي پنج شركت بزرگ صنعت فولاد در بازار جهاني در سال 2007 حدود 18 درصد، آلومينيوم 46 درصد و 38 درصد براي صنعت مس بوده است.
وي معتقد بود كه ادغام، واكنش شركتها را در مقابل بحران مالي بهبود بخشيده و از طريق بهكارگيري دانش مديريت، كارآيي توليد را ميتوان كاملا بهبود بخشيد.
نماينده بزرگترين كارخانه فولادسازي روسيه سوراشتال نيز پيشبيني ميكند كه تقاضاي داخلي فولاد در سال 2009 نسبت به سال گذشته 25 درصد كاهش داشته باشد.
به گفته وي، صنعت خودروسازي بيشترين ضربه را خورده بهطوري كه توليد سواري و اتوبوس 70 درصد كاهش داشته است. مصرف در ماههاي ژانويه/ فوريه 2009 حدود 3 ميليون تن بود كه 50 درصد نسبت به سال 2008 و 40 درصد نسبت به سال 2007 كمتر است.
نماينده سوراشتال اضافه كرد كه مصرف فولاد روسيه احتمالا نسبت به ماههاي ژانويه/ فوريه افزايش پيدا كند و انتظار ميرود كه در نيمه دوم سال 2009 مصرف داخلي بهبود يابد.
وي ميگويد: «در حقيقت ما معتقديم كه تقاضاي داخلي در سه ماهه دوم بهتر از سه ماهه اول بوده است و طرح محرك اقتصادي 60 ميليارد دلاري دولت براي راهآهن، فرودگاه و انبارها آغاز خواهد شد.»
با طرحهاي ايجاد ارتباط از طريق راهآهن با مراكز معدني در سيبري، خطوط لوله به آركتيك و بازيهاي المپيك 2014، مصرف فولاد بالا خواهد رفت.
يكي از نكات مثبت اين بحران بسته شدن كارخانههاي غيراقتصادي و آلودهكننده محيطزيست بوده است.
مديرعامل CRU در چين در مورد نقش چين در جهان سخن گفت. او اعلام كرد كه چين در سال مالي 2009ـ2008 ركودي را تجربه كرد و مصمم است كه اين ركود را در سال 2009 پشت سر بگذارد. «افت سرمايهگذاري ثابت» بيشترين خسارت را به تقاضاي فولاد زده است اما علائم مثبتي از تقاضاي مسكن مشهود است.
او پيشبيني كرد كه صنعت فولاد چين به پايينترين نقطه خود رسيده است اما حدودا به 18 ماه زمان نياز دارد كه به وضعيت قبل از بحران برسد. پس از سال 2010 ما رشد بلندمدت بازار محصولات ساختماني را شاهد خواهيم بود.
وي اضافه كرد كه چين تا سال 2013 ميتواند با توجه به تاثير زياد اختلافات اندك بين عرضه و تقاضا به يك واردكننده صرف مبدل شود. اگر چين مجددا به يك واردكننده صرف مبدل شود، پتانسيل تكرار رونق قيمتهاي فولادي در دهه آتي وجود خواهد داشت.
كريستوفر بومان از بانك توسعه و بازسازي اروپا درخصوص تغييرات اقليمي و كاهش انتشار گازهاي آلودهكننده صحبت كرده و مطرح كرد كه مشكلات محيطزيست براي صنعت فولاد بسيار پيچيده شده است بهطوري كه با استمرار انتشار گازهاي گلخانهاي با شدت كنوني، 5 درجه سانتيگراد به گرماي زمين افزوده خواهد شد.
وي افزود: سوراشتال براي بهينهسازي مصرف انرژي بهميزان 10 درصد سالانه و كاهش 900 كيلو تن انتشار گاز CO2 در سال مبلغ 600 ميليون يورو وام گرفته تا تجهيزات قديمي خود را تعويض كند.
به گفته وي، صنعت فولاد براي كاهش انتشار گازهاي آلاينده خود نياز به تكنولوژيهاي جديدي مانند مخازن جمعكننده CO2 از كورهبلندها و سرمايهگذاري در تكنولوژيهاي كوركس (Corex)، فينكس (Finex) و ميدركس (Midrex) دارد.
* مزرعه دريايي نيروگاه بادي
در دو مقاله به موضوع نقش فولاد در توربينهاي فولادي خصوصا در منطقه گاب بارد (23 كيلومتري سواحل شرقي انگليس) اشاره كرد كه بزرگترين مزرعه بادي و دريايي جهان محسوب خواهد شد.
برق توليدي از 140 توربين 6/3 مگاواتي موجب خواهد شد كه از ميزان انتشار CO2 سالانه 5/1 ميليون تن كم شود كه معادل توليد آلاينده توسط 350 هزار خودرو است. براي احداث اين پروژه به 1/5 ميليون تن فولاد در ظرف 5 سال آينده نياز است.
سخنگوي گروه مهندسي سيويل آمريكا Fluor درخصوص نقش شركتش در ساخت و عرضه قطعات مصرفي هر برج در زير آب، سخنراني كرد. اين شركت درگير نصف پايههاي اين برجها يا دكلهاي توربين در عمق 24 تا 34 متري دريا است كه در روي آن اين برجها سوار ميشود. اين شركت، فولاد را از 120 توليدكننده تهيه كرده و از يك فرآيند هفت مرحلهاي براي خريد آن استفاده ميكند.
هزينه مواد فولادي اين پروژه 60 درصد هزينه كلي طرح را دربر ميگيرد كه قرار است 84 هزار تن لوله فولادي از شانگهاي چين به ايرلند حمل شود.
سخنگوي نيروگاه بادي زيمنس آلمان از فعاليت خود در همين پروژه و قطعات مورد نياز در خارج از آب دريا صحبت كرد. او سوال كرد كه آيا توربين بادي يك تجارت فولاد است. جواب او قاطعانه بله بود. هر دكل و توربين 240 تن فولاد مصرف ميكند و فقط پروانههاي آن از فولاد ساخته نميشود. با وجود ركود اقتصادي او نسبت به آينده توربينهاي بادي بسيار خوشبين بود.
وي پيشبيني ميكرد كه بازار اين توربينهاي بادي در سالهاي 2010 و 2011 افزايش چشمگيري داشته باشد. بين سالهاي 2015 و 2020 بازار انگليس پررونق شده و با پتانسيل بالاي آن تا سال 2030 به اوج واقعي خود خواهد رسيد.
وي گفت كه تنها نگراني اين است كه مواد ارزان ديگري جايگزين فولاد خواهند شد.
برج سه چهارم تمام فولاد مصرفي در هر واحد توربين را بهخود اختصاص خواهد داد. آزمايشاتي براي پيدا كردن يك مواد جايگزين صورت پذيرفته است اما تاكنون موفقيتي حاصل نشده است. اما اگر مواد جايگزين پيدا شود با ريسك مواجه خواهيم شد اما در مورد موتور، كاناپه و محفظه توربين تاكنون تحقيقي براي مواد جايگزين صورت نپذيرفته است.
* ورق فولادي
نماينده CRU درخصوص چشمانداز بازارهاي ورق گفت كه قيمتها به زيرسطح 2006 سقوط كرده است. الگوي كاهش كاملا تعجبآور بوده و نمايانگر افت توليد صنعتي در كشورهاي در حال توسعه و صنعتي است.
نماينده CRU ميگفت: 55 درصد ظرفيت توليد در آمريكا بلااستفاده مانده و به سطح دهه 1980 برگشته است و حتي كشورهاي برزيل، روسيه، هند و چين (بريك) نسبت به سال گذشته 20 درصد با كاهش مصرف مواجه بودهاند. در آسيا خارج از چين از سه ماهه چهارم 2008 كه صادرات چين ضربه ديده است، تقاضا نيز در حد بالايي تنزل پيدا كرده است. با افت تقاضا توام با قيمتهاي صادراتي غيررقابتي خصوصا در كشورهاي اتحاد جماهير شوروي سابق، در حال حاضر ما شاهد اين هستيم كه محصولات كشورهاي cis به سمت بازارهاي چين در حركت هستند.
چشمانداز تقاضاي ورق براي بقيه سال تيره و تار است و در بازارهاي عمده خصوصا آمريكا بهتدريج از موجودي انبارها كم خواهد شد. در سال 2010 بازار جهاني رو به بهبود خواهد گذاشت اما تا سال 2012 به سطح سال 2008 برنخواهد گشت، البته بعضي از بازارها مانند ژاپن و آمريكا زودتر از سال 2013 بهبود خواهند يافت، او پيشبيني كرد كه تا پايان تابستان قيمتها و سود كارخانهها با وجود افت هزينههاي بهرهبرداري تنزل پيدا خواهد كرد.
* صنايع خودروسازي
در يك سخنراني يا مقاله بازار صنعت خودرو نيز تيره و تار ارزيابي شد. يكي از سخنرانان اظهار داشت كه فروش خودرو در ماه ژوئن 2008 رو به كاهش گذاشته بود اما پس از سقوط «موسسه برادران لمان» در سپتامبر 2008 كاهش شدت بيشتري پيدا كرد. معمولا فروش در بازارهاي نوظهور هرگونه كاهشي را در بازارهاي قديمي جبران خواهد كرد اما نه در اين شرايط.
انتظار ميرود كه «فروش كل» در جهان، امسال كمتر از 58 ميليون تن باشد كه كمتر از 75 ميليون تن در سال 2008 است.
اقدامات دولتها مانند ايجاد انگيزه به طرح اوراقسازي خودروهاي قديمي و جايگزين كردن آنها با وسايط نقليه جديد كوچكتر، باعث افزايش فروش در سال 2009 خواهد شد اما اين برنامه مانع بهبود فروش در سال 2010 خواهد شد. انتظار ميرود كه در سالهاي 2011 و 2012 تحولي بهوجود آيد اما اگر بازارهاي نوظهور و قديمي را در نظر بگيريم هفت سال براي رسيدن به سطوح قبل از بحران زمان نياز است. كارشناسان ميگويند كه اين عميقترين و طولانيترين بحراني است كه ما داشتهايم و چنين تغيير سريعي هرگز قبلا رخ نداده است. بازارهاي نوظهور به سه سال زمان نياز دارند تا از اين ركود رهايي يابند. بنابراين اكثر شركتها در لبه پرتگاه قرار خواهند گرفت.
به هرحال علائمي وجود دارد كه نشان ميدهد ركود به پايان رسيده است چون در ماههاي فوريه و مارس پس از پنج ماه تنزل پيدرپي فروش با قوت گرفتن انگيزههاي اوراقسازي خودروهاي قديمي توسط دولتها و دادن وام به خريداران فروش افزايش يافته است.
احتمالا به دلايل موقعيت جغرافيايي خودروسازان آسيايي، شركتهاي خودروسازي اين منطقه با توان بالاتري از بحران خارج شوند. شركتهايي كه بيشتر در معرض ريسك قرار دارند شامل: كرايسلر، جنرال موتورز و فورد هستند چون آنان از نظر جغرافيايي در بازارهاي ورشكستهاي قرار دارند.
* مواد اوليه
زمانيكه نماينده شركت سنگآهن Kumba از آفريقايجنوبي صحبت از طرحهاي توسعهاش كرد نور اميدي در دل حضار بهوجود آمد.
اين شركت با سرمايهگذاري 5/1 ميليارد دلاري، ظرفيت توليدش را به 9 ميليون تن در سال سنگآهن خواهد رساند. نماينده مذكور اعلام داشت كه طرحهاي بلندمدت آن تحت تاثير بحران مالي قرار نگرفته و تصميمي براي اخراج كاركنان خود ندارد. موقعيت جغرافيايي اين معدن بهگونهاي است كه نميتوان هيچكدام از كاركنان خود را اخراج كند چون سريعا در معادن ديگر بهكار گرفته خواهند شد و زمانيكه شرايط بازار بهبود يابد اين شركت براي رسيدن به حالت عادي به يكسال زمان نياز خواهد داشت.
اين معدن جديد كه در آفريقايجنوبي Sishen نام دارد تا سال 2013 راهاندازي خواهد شد. ذخيره يا موجودي آن 373 ميليون تن است و طرح توسعه آن را چينيها انجام خواهند داد و كلوخه سنگآهن آن به چين صادر خواهد شد.
شركت Kumba چهارمين شركت بزرگ سنگآهن در جهان است و در نظر دارد تا سال 2013 حدودا 13 درصد بازار كلوخه سنگآهن در جهان را بهخود اختصاص دهد.
اين شركت قرار است دفاتري را در اروپا، ژاپن، هنگكنگ و خاورميانه افتتاح كند.
|